محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

114

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

خشكى ، به سلطان مصر الملك الصالح بن الملك الناصر قلاون نامه نوشت و در آن از روابط دوستانهء خود با پدرش ياد كرد . و شرح ياريهاى او به مردم اندلس بازگفت . اين نامه در ماه صفر سال 745 ه / 1344 م نوشته شده است . سلطان مصر به نامه‌هاى سلطان ابو الحسن پاسخ گفت و در رمضان سال 745 ه نامه‌اى كه در آن از سقوط جزيرة الخضراء ابراز تأسف شده بود و به سبب از دست رفتن ناوگانش به او تعزيت گفته بود برايش بفرستاد و به ادامهء جنگ ترغيبش كرد و به لطف و عنايت بارى تعالى قويدل گردانيد . « 16 » در عهد سلطان ابو الحجاج يوسف روابط سياسى ميان دولت غرناطه و دول مسيحى برقرار بود . بويژه مملكت آراگون بيش از دولت قشتاله با مسلمانان اظهار دوستى مىنمود . پس در سال 735 ه / 1335 م سلطان سفير خود سردار سپاه ابو الحسن بن كماشه را به نزد آلفونسوى چهارم پادشاه آراگون فرستاد تا از او خواستار تجديد معاهدهء صلح ميان دو مملكت شود . آلفونسو پذيرا آمد و معاهده تجديد شد . در اواخر سال 745 ه / 1345 م سلطان ابو الحجاج يوسف با پدروى چهارم پادشاه آراگون معاهدهء صلح تازه‌اى در دريا و خشكى به مدت ده سال منعقد كرد . اين معاهده نيز به دست همان سفير بسته شد . سلطان يوسف از سلطان ابو الحسن المرينى ملك مغرب نيز خواستار شد كه با آن صلح موافقت كند . او نيز موافقت كرد و همان شروط را در همان مدت بپذيرفت و اين از معاهده‌اى كه در ماه صفر سال 746 ه / ژوئيهء سال 1345 م ميان دو طرف بسته شده ، برمىآيد . « 17 » در اين هنگام همان طوفان محنت‌بارى كه در مغرب و مشرق وزيدن گرفته بود وزيدن گرفت . يعنى طاعون بزرگى كه غالب امم اسلامى را كه در حوضهء درياى مديترانه مىزيستند دربرگرفت . ( در سال 749 - 750 ه / 1348 م ) . آغاز ظهور آن در بهار همان

--> ابن خلدون ج 7 / ص 264 . ( 16 ) . نص نامه در نفح الطيب آمده است . ج 2 / ص 539 ، 546 . ( 17 ) . sebarA sotnemucoD : notnaS Y nocralA . 25 . oN nogarA ed anoroC al ed ovihcrA . 69 65 , 14 , soN . socitamolpiD